جمعه بیست و نهم شهریور 1387
پس از كشف فرقههای شیطانپرست در اصفهان، قیمت انواع نفت خام گران شد!؟

تابناک: در چند وقت گذشته با تلاش پلیس اطلاعات چندین فرقه شیطانپرست در اصفهان شناسایی و دستگیر شدهاند. پلیس از خانوادهها تقاضا كرد با آموزش جوانان از ورود آنها به این گروهها جلوگیری کنند.
باز هم تابناک: از طرفی به گزارش شبکه خبر، بهای میانگین هر بشكه سبد نفت خام سازمان كشورهای صادركننده نفت "اوپک"، با یک دلار و 19 سنت افزایش، به 87 دلار و 88 سنت رسید. در بازار جهانی نیویورک نیز بهای نفت خام سبك آمریكا، برای تحویل در ماه اکتبر (آبان ماه)، به 97 دلار و 16 سنت رسید که در مقایسه با روز قبل آن، شش دلار و یک سنت افزایش نشان میدهد.
ممكن است بپرسيد اين دو خبر چه ربطي با هم دارند؟.
اول: اينكه در دنياي هر كي به هر كي، هر چيزي را ميتوان به هر چيزي ربط داد! مثلا ممكنه امير خسرو شجاعي به همين دليل وبلاگ خود را تعطيل كرده باشد كه در آپارتمان بلوط رنگش چاه نفت حفر كند (مردم فريبي يك كار شيطاني است).
توضيح: تا آنجا كه ما ميدانيم اميرخسرو در دو 100 متر داراي سرعت بالايي بوده و ديروز در حال تلفن زدن به يك تهراني، سوار بر موتورسيكلت ميخواست كاميوني را زير بگيرد.
يا به دليل ارتباط قيمت نفت با طلا و زودو (عصاره چسپنده بلوط)، كبك پهلوان بهادرخان كازروني بلبل چهچه زده و با يك حركت شيطاني وبلاگ شعر سالار شهر را جايگزين موژان امير خسرو كرده باشد. از طرفي كاهش بينندگان سايت كازرون نيوز هم ممكن است با گران شدن قيمت نفت و فرار دوستداران بلوط فروشها از اين تارنما بيارتباط نباشد! حالا ديديد ربط داره!!!
سوم: هيچي، فقط برو بلوط كباب كن.
هشدار: روي هيزمها نفت نريزيد كه بلوط بو ميگيره. لذا ميتوانيد با هوف (در ادبيات غرب تهران فوت) آتش را روشن كنيد.
دوم: دلم ميخواد ربط بدم به كسي هم ربطي نداره.
پنجم: پائين آمدن قيمت نفت كار شيطانپرستان بوده است.
چهارم: نتيجه گيري
مواظب باشيد شيطون نره تو جلدتون، و گرنه قيمت نفت پايين مياد و سفرهها بينان ميشه. پس شيطوني نكنيد. حالا ديديد ربط داره!!!
"نظر شما چيست"
شنبه بیست و سوم شهریور 1387
مدیریت هزاره سومی - استفاده نوذري از تخصص "دكتر كردان": برگزاري جلسات نفت در وزارت كشور


وزیر نفت اعلام كرد: مذاکرات در خصوص قرارداد گازی "کرسنت"، با نظر اینجانب و از سوی آقای علی کردان در حال انجام است. تابناك
واقعا آفرین بر ایشان كه از قائم مقام سابق استفاده تخصصي ميكند. مدير هزاره سومي بايد از اختيارات تفويض شده به نحو احسنت بهره بگيرد.
اصل ماجرا
به گزارش شبكه خبر، غلامحسین نوذری، پس از بازگشت از اجلاس "اوپک"، در جمع خبرنگاران در تهران با اشاره به مسئولیت علی کردان به عنوان رئیس هیئت مدیره شرکت ملّی صادرات گاز در مقطع زمانی که قائم مقام وزیر نفت بوده است، افزود: کردان به لحاظ مسئولیتی که داشته است، باید در امور همه قراردادها نظارت کند و مذاکرات مربوط به قرارداد گازی "کرسنت" نیز به طور طبیعی با مسئولیت وی پیش می رفت و من نیز کاملا بر پیشرفت مذاکرات نظارت داشتم.
وزیر نفت ادامه داد: با رفتن آقای کردان، به وزارت کشور، برای جلوگیری از تعدد مسئولیت و حساسیت این پرونده، با نظر و موافقت بنده، مراحل این مذاکرات با مدیریت کردان پیش ميرود. (ماشاالله به صرفهجوئي)
نوذری درباره علت برگزاری جلسه در وزارت کشور، اظهار داشت: قرار بود این جلسه در دفتر من در وزارت نفت و با حضور كردان برگزار شود، ولی به علت ضررت حضورم در اجلاس اوپک، از کردان خواستم مذاکرات در دفتر ایشان برگزار شود و آقای جشن ساز نیز در این مذاکرات حضور داشتند (دليل بسيار قانع كننده).
نوذری تاکید کرد: پس از پایان مذاکرات، نتایج و گزارش آن در اختیار من قرار می گیرد و پس از بررسی لازم و نهایی کردن امور، مراتب را برای اطلاع رئیس جمهور، تقدیم وی خواهیم کرد (كاك اينجاش ده قبولمن – معناي قدرت همينه).
نوذری در پاسخ به پرسشی درباره علت حضور آقای کردان در پرونده "کرسنت" گفت: وی عضو کارگروه نفت بوده و همچنان به عنوان یک عضو در این کارگروه فعال هستند.
وزیر نفت گفت: مذاکرات، هنوز مراحل نهایی خود را طی نکرده و موضوع جلسه، صرفا بر سر قیمت قرارداد بوده است. بابا شايد شما به علت مشغله زياد و مباحث تخصصي در اوپك فراموش كرده باشيد: "پيش از اين، با نظر جنابعالي قيمت تعيين شده و شركت مذكور هم با پذيره نويسي، گاز را پيش فروش فرموده است"
ميگي نه؟ ای راستت نه دروغن، بوخون!
مهندس محمدعلی ایزدی مسوول حوزه نظارت بر عملكرد وزارت نفت مجمع متخصصين ايران گفت:
قيمت گاز در قرارداد كرسنت معادل20 درصد قرارداد تركيه است. او گفت: بررسي قراردادهاي فروش گاز، حاكي از ضعف كنترل يا عدم كفايت مرجع كنترلكننده داخلي است. به طور نمونه، در رسيدگي به قرارداد امضا شده با شركت بينالمللي نفت كرسنت، عدم رعايت و صلاح دولت در معامله مشهود است.
وي با بيان اين كه قيمت گاز قرارداد كرسنت فقط ٢٦ درصد قيمت گاز قرارداد امارات قطر است، افزود: در قرارداد فروش گاز روسيه به اروپا بهاي هر هزار مترمكعب گاز تحويلي روسيه به اروپا ٢٣٠ دلار يعني حدود ١٤ برابر قيمت گاز در قرارداد كرسنت تعيين شده است. در قرارداد فروش گاز روسيه به اوكراين نيز ١٥٠ دلار براي هر هزار مترمكعب درنظر گرفته شده است. اين در حالي است كه در اين قيمتگذاري، دولت روسيه به منظور كمك به دولت اوكراين، گاز تحويلي خود را به بهايي كمتر از قيمتهاي رايج جهاني نرخگذاري كرد.
او در ادامه تصريح كرد: شركت كرسنت با عقد اين قرارداد و عمليات دلالي حدود ١.5 تا ٢ برابر ايران كه دارنده و فروشنده گاز بوده سود برده است؛ حال آن كه حتي اگر با همين قيمت نازل، قرارداد ايران مستقيما با دولت امارات منعقد ميشد، سود شش ميليارد دلاري كرسنت به ايران ميرسيد.
(1385/02/12)
آغا ببخشيد اگر مطلب كمي گنگه، تقصير تراولهاي عيدي پخش شده بين فاميله كه ما را گيج كرده.
حالا براي درك بيشتر قيمت مثالي كازرني بزنيم:
فرض كنيد قيمت هر كيلو بلوط در سال وبايي معادل يك بشكه نفت باشه، يا به عبارت حاجي سر چالهاي: وزن هر بشكه نفت با قپون 159 كيلو، حالا تو بوگو 200 كيلو تا وقت 41 كيلوش، اونوقت 200 ضربدر 85 دولار (رجوع كنيد به زيرنويس)، ميشود 17500 دولار، تو بوگو 10000 دلار تا وقت 7500 تاش. خب، هر تراول 100 هزارتومان تو بوگو 150 هزار تومن، سهم پسر خاله 10 تراول تو بوگو 50 تا، پسر دائي با اهل منزل 25 تا، تو بوگو 125 تا. سهم پسر عمه 21، تو بوگو 52 تا. سهم خالهي برادر زن دائيه پدر بزرگ، 15 تا، تو بوگو 75 تا و......باقي (عام ده خووم ميآ) خلاصه روي هم مي شود معادل يك سالن سينماي بدون بيننده، يك زمين فوتبال 22 نفره كه 13 نفر بيشتر داخل آن بازي نكنند، يك كتابخانه براي نگهداري انار، دو عدد كلنگ براي سوراخ كردن جاي استخر، 7 آبخيز بالاي كوه و.....
با شرح بالا شايد بتوان قيمت قرارداد را تخمين زد.
*85 دولار با ميانگين قيمت سال آزاري محاسبه شده است: همان سالي كه وبا از چشمه ساسان بالا اومد و براي جلوگيري از بيماري مردم شاهپور با حمايت نماينده محترم و به دليل انتقامگيري از رئيس علي دلواري كه با انواع ادويهجات هندي و دولت فخيمه جنگيد، آب چشمه به بوشهر منتقل شد تا اونا وبا بگیرن.
"اصلا به شما چه مربوطه که نظر بدهید"
جمعه پانزدهم شهریور 1387
بذل و بخشش یارانه 60 سنتي (600 تومان) گاز به پاکستان و هند براي چيست؟

دانشيار درباره موانع موجود بر سر راه اين قرارداد گفت: نخست اين كه هند و پاكستان بر سر مناطق مرزي اختلافات شديدي با يكديگر دارند. بنابراين، تأمين امنيت اين خط لوله، كار دشواري است و هر لحظه، امكان انفجار اين خط لوله وجود دارد. از سوي ديگر، فشارهاي آمريكا بر هند و پاكستان است تا با ايران چنين قراردادهايي امضا نكنند كه البته به نظر ميرسد آمريكا در نظر دارد تا در آينده، خود اين گاز را از ايران بخرد. اين در حالي است كه گاز مازادي در ايران وجود ندارد، در همين تابستان امسال، ما با كسري گاز روبهرو شديم و برخي از نيروگاههاي برق به جاي استفاده از گاز، از گازوئيل و نفت مازوت استفاده ميكنند و در زمستان امسال نيز دوباره با كمبود گاز روبهرو خواهيم بود و تا بيست سال ديگر نيز اين وضع ادامه خواهد داشت، زيرا ميزان توليد ما كمتر از ميزان مصرفمان است. صادرات گاز به صورت خام به لحاظ منافع ملي به علت ارزش افزوده پايين آن، صرفه اقتصادي ندارد، چون همين گاز را ميتوان براي پالايش و تهيه فرآوردههاي پتروشيمي به پالايشگاهها داد و محصول نهايي را صادر كرد، يا با آن انرژي كارخانجات فولاد و آلومينيوم و ديگر صنايع انرژيبر را تهيه كرد و به اين ترتيب با ايجاد ميليونها فرصت شغلي، درآمد ناخالص ملي را نيز افزايش داد. لذا، خامفروشي به حكم عقل ممنوع و به حكم دين، حرام است و بحث مخالفان اين قرارداد اين است كه به جاي اينكه گاز را خام بفروشيم، آن را به مواد نهايي تبديل كرده و آن مواد نهايي را كه داراي ارزش افزوده فراواني هم هست، صادر كنيم.
وي افزود: با توجه به وابستگي بودجه به نفت، با كمبود درآمدي شديدي روبهرو خواهيم شد و درآمدهايمان در حد كشور افغانستان ميشود، در حالي كه توقع و انتظارات مردم بحق بيش از اينها و در حد كشورهاي اروپايي است و اين شدت نارضايتي بر اثر وجود فاصله زياد بين امكانات موجود و انتظارات و نيازهاي جامعه زمينهساز بحران امنيتي در كشور خواهد شد گازي را كه براي مصرف شهري اختصاص يافته است، صادر كنيم، بايد براي تهيه انرژي مورد نياز شهروندان به جاي آن نفت سفيد، گازوئيل يا ديگر انواع منابع انرژي را در اختيار آنها قرار دهيم و ميزان گازي كه در كشور مصرف ميشود، معادل دو و نيم ميليون بشكه در روز است و اين بدان معناست كه اگر ما گاز را صادر كنيم بايد ۵/۲ ميليون بشكه از نفتي كه صادر ميكنيم، صرف مصرف داخلي كنيم.
دانشيار با اشاره به قيمت ناچيز تعيين شده در تفاهمنامه کاري ايران، پاکستان و هند گفت: قيمت گازي كه در داخل مصرف ميشود، معادل قيمت نفتي است كه صادر ميشود و از آنجا كه يك ليتر نفت، معادل 1 متر مكعب گاز است، با اين حساب، قيمت هر متر مكعب گاز، بيش از هشتاد سنت است و همان گونه كه آقاي نژادحسينيان مطرح كردند، قيمت زير بیست سنت تعيين شده بسيار پايين است و بايد پرسيد كه منابع مالي فاصله بين بيست سنت تا هشتاد سنت از كجا تأمين خواهد شد و اين يارانه به دو كشور هند و پاكستان براي چيست؟
وي اظهار داشت: قيمت گازي هم كه اكنون صادر ميكنيم، پايين است. بنابراین، اگر كسي خواست به هند و پاكستان كمك كند، فرصت را براي سرمايهگذاران هندي و پاكستاني ايجاد كند تا كارخانههاي خود را در ايران راه بيندازند و با اشتغالزايي براي ايرانيها، ماليات نيز به دولت ايران بپردازند. اگر ميخواهند گاز را براي توليد برق مصرف كنند، بروند از ديگر انرژيهايي كه در اختيار دارند، همچون انرژي اتمي، استفاده كنند، ولي اگر ميخواهند براي كارخانههاي پتروشيمي يا فولاد مصرف كنند، در ايران اين كارخانهها را تأسيس كنند.
"حضرت علي(ع) ميفرمايد: آنها كه بيتدبيرند، گنجشان را از دست ميدهند."
یادآوری: آقاي دانشيار نماينده مردم ماهشهر در چندين دوره مجلس شوراي اسلامي، عضو كميسيون نفت و رئيس كميسيون انرژي مجلس هفتم بوده است. ايشان از حاميان اصلي وزارت مهندس نوذري و از نزديكان ايشان ميباشد. وی حتي زمان معرفي چهار وزير معرفی شده توسط رئيس جمهور، با ذكر غير متخصص بودن اين افراد، از مخالفان اصلي آنها بود. از طرفي، مذاكرات در مورد اين قرارداد در زمان مسئوليت ايشان در كميسونهاي مربوطه آغاز شده است. اكنون، صرفنظر از درستي و يا نادرستی نظر آقای دانشیار در مورد مشکلات و حواشی این قرارداد كه به نظر هم چندان غير منطقی نميگويند، واقعاً جاي سئوال است كه:
· چرا وزیر متخصص با سالها تجربه و نفتی بودن، به عنوان محور اصلی انعقاد قرارداد، واکنشی نشان نميدهد؟
· آيا موضع آقای دانشیار نسبت به زمان مسئولیت تغير كرده و يا از آغاز مخالف بوده است؟
· آيا وزير محترم نفت فقط نقش اجرا كننده دستورات را دارد! يا به عنوان فرد پاسخگو در برابر نمايندگان مجلس، بايد مشكلات را به رياست محترم جمهوري گوشزد كند و موضع شفافي اتخاذ نمايد؟
· وظيفه نمايندگان مجلس هشتم در اين ارتباط چيست؟
نظر شما چيست؟
شنبه نهم شهریور 1387
كلنگ زني و افتتاح پروژههاي مصوب سفر استاني و توهم تامين بودجه از پول نفت سر سفرهي مردم!!؟

خبر بهرهبرداری از چند پروژه ورزشی در کازرون، بسيار خوشحال كننده و قابل تقدير است. اما بيان از نحوه تامين بودجه، آنهم از طريق وزارت نفت كمي سئوال برانگيز و بسيار مبهم ميباشد!
همانگونه كه ميدانيم در بودجه سالانه، رديفهاي تخصيص اعتبار به كليه امور (جاري، سرمايهاي و سایر)، به طور جداگانه ملحوظ و تعريف ميشود. اكنون، جاي بسي شگفتي است كه با ناديده گرفتن اصل موضوع، چنين عنوان شود كه گويا يك وزارتخانه خارج از چارچوب قانون بودجه، چنين مجوزي را داشته است كه از درآمد حاصله بدون اجراي قانون تمركز عايدات مبني بر واريز كل درآمد به خزانه و سپس صدور حواله در وجه محل مورد نظر، ميتواند سرخود اين درآمد را در هر جا كه خواست مصرف نمايد. بر عكس، هيچ وزارتخانهاي بدون مجوز مجلس نميتواند خارج از قانون بودجه سالانه هزينهاي انجام دهد، در غير اينصورت مسئول مربوطه تحت پيگرد قانوني قرار خواهد گرفت.
لازم به يادآوري است كه مجوز هزينه خارج از چارچوب بودجه را حتي رئيس جمهور هم بدون اجازه مجلس نميتواند صادر كند چه رسد به وزير!!. در همين ارتباط، هنوز هم پرونده واردات بنزين بدون مجوز سال گذشته در مجلس باز است (رجوع كنيد به سئوال توكلي و نادران از وزير نفت در آرشيو وبلاگ).
اكنون اين احتمال وجود دارد كه دوباره بگويند از بودجه 6 درصدي مربوط به امور جاري كاركنان وزارت نفت براي كازرون هزينه شده است!! (خدا ميداند اين 6 درصد چقدر است كه هر جا كم بياوريم از آن استفاده ميشود). لازم به ذكر است كه اين درصد، به منظور رفع مشكلات مربوط به كاركنان و امور جاري به وزارتخانه اختصاص يافته است فلذا، با توجه به اينكه صرف آن در جاي ديگر موجب ركود امور و بيانگيزگي كاركنان خواهد شد، در واقع چنين امري نه ميسر و نه امكانپذير خواهد بود. يعني واقعا اينقدر خزانه مملكتي بي در و پيكر است كه هر كسي بتواند به دلخواه برداشت كند!!؟.
همانگونه كه رياست جمهور ميفرمايند: در سفرهاي استاني هيئت دولت، مسائل منطقهاي بررسي و در خصوص رفع كمبودها در چارچوب بودجه تخصيص يافته به هر محل، تصميماتي اتخاذ ميشود. حالا بايد پرسيد كه بودجه طرحها از طريق اين مصوبات تامين ميشود، يا دستور وزير؟ يادرآوري ميشود كه از سال گذشته تا كنون علاوه بر دو بار سفر رياست محترم جمهوري، يك بار هم مقام معظم رهبري به شهرستان كازرون مسافرت داشتهاند.
واقعا جاي بسي تاسف است كه با بيان چنين مسائلي، عملكرد دولت و مجلس و رهنمودهاي رهبر عزيز انقلاب را در ارائه خدمت به مردم آنهم به بهانه هفته دولت، ناديده گرفته، مصادره شخصي كرده و زير سئوال ببريم!!.
از طرفي، طرح چنين مواردي ممكن است به اين مسئله دامن بزند كه هر كس از هر شهري مسئوليت سطح بالا گرفت، همانگونه كه در زمان نمايندگي تنها به بخش خود توجه ميكند، ميتواند از بودجه مملكتي استفاده كند و بدون مجوز در منطقه خود هزينه نمايد.
چنين ذهنيتي در خصوص آباد كردن بخش و زادگاه نمايندگان وقت در بين مردم رواج دارد. البته در سطح شهرستان، با توجه به تاثير نماينده بر گزينش مجريان و عدم تفكيك وظايف، انجام چنين امري ممكن است، اما در سطح كلان بعيد به نظر ميرسد. وگرنه، تا كنون گرمسار و يزد و رفسنجان پاريس شده بودند!!.
اي كاش آقايان در زمان نمايندگي و صدور آب كشاورزي و آشاميدني مردم كازرون به بوشهر، كمي هم به فكر مردم شاهپور بودند تا در شرايط كنوني بيزراعت و مجبور به آشاميدن آب غير بهداشتي و گلآلود نشوند.
چهارشنبه ششم شهریور 1387
اندر حكايت نبرد خونين سرزمين مدارات و شتر ول كنهاي نفتخوار. خالي بندان در جهان صنعتگرند!!


به دنبال نبرد خونين در سرزمين مدارات بين اصحاب كهف وبلاگ نويس و بيخبر از لندن كه با بيمروتيهاي بسيار در حق اين جنابعالي كه دير رسيدم توام شد، فيالاجبار، مجبور به "ري په لك" (از واجگان نه چندان دوستانه زبان بورسوختهاي) يا به قول كازرانيهاي كهن باستان و در قرون وسطي كه جاده بند بود و چارواداري معمول، "زير دومبكي" گرديده و با ناراحتي از قاسم خان جبار مرادي به سبب عقب نشيني تاكتيكي اما بالواقع من طقي از دامنه كوهستانهاي پر پيچ و خم بناف از توابع مملكت خواجه مالي، ما هم به آشيانه كلاغهاي نفتي(همان چال قلاغ) در گردونه ابوالحيات يورش خواهيم ببردن. باشد كه دروغي ديگر افشا و سري هويدا و صاحبش با كلاه كاغذي بر سر، در چكك (ملكي در طويل نفتستان) گردانده شود. (آرزوي يك ديوانه)!!
القصه، اينكه تارزن نمايي به نام "تابناك" يا همان آبرك و حيلوي خودمان و به قول زبان نفهمهاي تهران نشين، گهواره درختي، سخنان دروغي را به كذب آورد كه ما هم با كمال وقاحت ميخطويله به تخمك بلابنسبت خشخاش فرو ميكنيم.
در حالي كه هفته گذشته، مجتمع گاز پارس جنوبي و شركت نفت و گاز پارس، خبر از راهاندازي فازهاي 9 و 10 دادند، اما در عين تناقض اخبار اين دو شركت، اين خبر خوشحالكننده، شايعهاي بيش نبود.
طويلداران وزير خوان چراغعلي گفتندي:
مشعلهاي پايين، متوسط و بالاي فازهاي 9 و 10 طرح توسعه ميدان گازي پارس جنوبي، آماده قرار گرفتن در سرويس شده است و در چند روز گذشته، تيتر اخبار صدا و سیما و رسانههاي جمعي شده بود، به ناگه تغييراتي از سوي روابط عمومي شركت نفت و گاز پارس به اين صورت اعلام شد: هماكنون با پيشرفت فيزيکي چشمگير در بخش عمليات اجرايي پالايشگاه فازهاي 9 و 10 و اتمام مراحل آمادهسازي واحد يوتيليتي آغاز به کار اين واحد از دو هفته گذشته صورت پذيرفته است.
بابا، قاسمخان مرادي: رئيس جمهور را ول كن بچسپ به نفت و خالي بندي و يا به قول هموطنان اين بزرگوار، يعني خودم، شتر ول كن!! درست است كه گوشتان پره ندارد اما اگر بيلي جايگزين كنيد همسان وزارت مداران چراغ موشي، هوار شتران از بند خالي رسته را خواهيد شنفت.
زيرپايان وزير خوان، چمدان فرمودند كه گويا:
آغاز فعاليت پالايشگاه براي پيشراهاندازي آماده بوده و با توليد بخار مورد نياز و انتقال و هدايت به داخل خطوط لوله فاز عمليات آمادهسازي و تميز کردن لاين اين فازها نيز انجام خواهد شد و به اين ترتيب گاز شيرين توليدي خود را براي مصارف شهري و خانگي کشور از خط سراسري چهارم (IGAT چهارم) و خط سراسري ششم (IGAT ششم) منتقل خواهند کرد. اما اين تعجيل در اعلام خبرهاي خوش و راهاندازي فازهاي 9 و 10 پارس جنوبي، بار ديگر كار دست مجريان پروژهها داد. قرار بود روز چهارشنبه، سيام مرداد ماه، مشعل اين دو فاز روشن شود، ولي به دليل نقص فني که در مشعل و خط انتقال گاز به وجود آمده بود، روشن شدن مشعل به تأخير افتاده و هيچ يک از مشعلها روشن نيست و هنوز مشعلي روشن نشده است.
البته اين خالي بنديها ريشه در اعماق تاريخ نفت و ذغال بلوط دارد و كمربط به رئيس جمهور عزيز:
مثلا، وزير نفت سابق نيز مدعي شده بود كه پاييز 86 گاز اين پالايشگاه وارد خط لوله گاز سراسري خواهد شد كه همان موقع، بسياري از كارشناسان اين وعده را با بيمعرفتي خيالبافي دانستند.
حالا باز هم بگو دروغگو دشمن خداست!!!
"اظهار نظر مودبانه ممنوع"



