تبليغاتX
آفتاب كازرون

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

سلام كازرون

به نام خداوند جان و خرد

کز این برتر اندیشه بر نگذرد

مردم شریف شهرستان کازرون

هر روزتان نوروز

نوروزتان فرخنده باد

برای همه چیز از شما متشکرم. همدردی، حضور در صحنه رای گیری و محبت های بی دریغ.

ما آمدیم خدمت کنیم اما نمی دانستیم که تنها علم و آگاهی کفایت نمی کند، بلکه باید زر داشت و زور،

و تزویری که بتواند این دو را ممزوج کند!!

من به خطوط قرمز انسانیت، بر مبنای تشیع سرخ، باور دارم.

من مجلس را وسیله می دانم و نه هدف.

لذا، بر این اعتقادم که ره پیمودن در مسیر خدمت، با هر کسی درست نیست. و رسیدن به هر

جایگاهی ولو به قصد خدمت با هر قیمتی را خود خواهی و ستم به نفس می دانم. زیرا معتقدم وامداری

فزون خواهان عذابی است بر پیکر انسانیت.

برای یک خادم چه مجلس و چه دانشگاه و... همه محل خدمت به بندگان خدا است.

شما آنچه می دانستید و می توانستید انجام دادید. پس باید قدر گذاشت و ارج نهاد. اکنون باید در

پیشگاه شما اعتراف کنم که:

اگر اشتباهی در مسیر گزینش رخ داده باشد از کم کاری ما فرهیختگان پر مدعا است و بس.

از این پس بیشتر خواهم نوشت

خدا نگهدار شما باشد

نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386

دلتنگی ها

گسترده پر و بال

بر این شهر سیه زاغ

یلدا چه دراز است

شبش خسته و طولانی

 و سخت است

پیمودن این راه پر از داغ

همره شدنم

با سفر سنگ سیاهی

امید نهادن به دل کاه

نیاز است چراغی

سیلی به رخ دل

بزن ای خفته فرتوت

راهی بگشا

بلبل سر گشته

و خوش باش

نمایان شود آخر

سر شاخ و....

در این باغ

دشمن زیاری با تخلص آفتاب- (آذر ۱۳۵۶ بازداشتگاه جمشیدیه)

با یادواره هایم نشسته ام

                 در امتداد خورشید،

 گیرم تمام زخم ها در من بکارند!

 گیرم تمام بغض ها در من ببارند!

 و نیش های زهرآلودشان را در قلبم فرو برند،

 به اشک های چکیده بر گونه های خیس،

               به شب های اسارت قسم

   چشمانم نمی بارد

                مگر خورشید.......

آفتاب

نوشته شده توسط دکتر اسفنديار دشمن زياري در |  لینک ثابت   •